|
★کـولــاکـــــــــ★ (✿◠‿◠) خـوشـ اومـدینـــ...! (✿◠‿◠)
| ||
|
[ دوشنبه دهم بهمن 1390 ] [ 16:15 ] [ M.m ]
• نماز موجب ياد خداست: ياد خدا بهترين وسيله براي خويشتن داري و كنترل غرايز سركش و جلوگيري از روح طغيان است. «نمازگزار» همواره به ياد خدا ميباشد، خدايي كه از تمام كارهاي كوچك و بزرگ ما آگاه است، خدايي كه از آنچه در زواياي روان ما وجود دارد و يا از انديشه ما ميگذارد، مطلع و باخبر است و كمترين اثر ياد خدا اين است كه به خودكامگي انسان و هوسهاي وي اعتدال ميبخشد، چنان كه غفلت از ياد خدا و بي خبري از پاداشها و كيفرهاي او، موجب تيرگي عقل و خرد و كم فروغي آن ميشود. انسان غافل از خدا در عاقبت اعمال و كردار خود نميانديشد و براي ارضاي تمايلات و غرايز سركش خود حد و مرزي را نميشناسد و اين نماز است كه او را در شبانه روز پنج بار به ياد خدا مياندازد و تيرگي غفلت را از روح و روانش پاك ميسازد. به راستي، انسان كه پايه حكومت غرايز در كانون وجود او مستحكم است، بهترين راه براي كنترل غرايز و خواستهاي مرزنشناس او همان ياد خدا، ياد كيفرهاي خطاكاران و حسابهاي دقيق و اشتباهناپذير آن ميباشد. از اين نظر قرآن يكي از اسرار نماز را ياد خدا معرفي ميكند: «اقم الصلوة لذكري؛ نماز را براي ياد من بپادار!»• نظافت و بهداشت: از آنجا كه نمازگزار در برخي از مواقع همه بدن را بايد به عنوان «غسل» بشويد و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگيرد و پيش از غسل و وضو تمام بدن خود را از هر نوع كثافت و آلودگي پاك سازد؛ ناچار يك فرد تميز و نظيف خواهد بود. از اين نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت كه يك امر حياتي است كمك ميكند. • انضباط و وقتشناسي: نمازهاي اسلامي هر كدام براي خود وقت مخصوص و معيني دارد و فرد نمازگزار بايد نمازهاي خود را در آن اوقات بخواند، لذا اين عبادت اسلامي به انضباط و وقتشناسي كمك مؤثري ميكند. بالاخص كه نمازگزار بايد براي اداي فريضه صبح پيش از طلوع آفتاب از خواب برخيزد، طبعا يك چنين فردي گذشته از اين كه از هواي پاك و نسيم صبحگاهان استفاده مينمايد، به موقع فعاليتهاي مثبت زندگي را آغاز ميكند. آثار فردي و تربيتي نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولي اين نمونه ميتواند نشانه اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامي باشد.
[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 14:7 ] [ M.m ]
حــُضـورِ قـَـلـب در نـَمـاز
انسان در مسیر زندگی دنیایی خویش، لحظاتی شیرین و به یاد ماندنی را تجربه می کند که شیرینی آن، همیشه در کام وجودش ماندگار است. از بین تمام این لحظات، شیرین ترین لحظات عمر یک مؤمن واقعی، لحظاتی است که با خدای بی نیاز به خلوت نشسته و به راز و نیاز و عبادت با حضرت حق می پردازد. البته این شیرینی را، انسانی می تواند احساس کند که طعم ایمان واقعی را از عمق جانش چشیده باشد. چنین کسی هرگز حاضر نیست که این لحظه ی زیبا و دلربا را با تمام دنیا و آنچه در آن است معاوضه نماید. او در حال عبادت و نماز که زیباترین مصداق عبادت است، به معشوق واقعی خویش دست یافته و از خلوت با او به چنان لذّتی دست یافته که در کل این عالم، برای آن مانندی نمی بیند، و لذا به هیچ قیمتی حاضر نیست آن را از دست بدهد. در میان عبادات، هیچ عبادتی به مانند نماز، نمی تواند قلب کوچک آدمی را به دریای بی کران رحمت الهی وصل نماید، و روح انسان را از سرچشمه ی فیوضات بی انتهای خداوند بی همتا، سیراب نماید. لحظه ی نماز، باشکوه ترین لحظه ی ارتباط انسان سراپا نیاز به وجود مطلق بی نیاز است. در حقیقت آن لحظه ی نورانی، فرصتی است طلایی که خداوند مهربان، بر ما منّت نهاده و از سر لطف و محبّتی که به بندگانش دارد، آن را در اختیار ما قرار داده، تا در آن فرصت زیبا، بتوانیم، قلب و جان خود را از عالم طبیعت و خاک، جدا نموده و روحمان را به عالم بالا پرواز داده و در سایه ی این پرواز ملکوتی، به جان خود صفا و جلاء بخشیم. سرور عالم، پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی زیبا، نماز را به سر انسان تشبیه نموده و می فرماید: «مَوضعُ الصَلاةِ مِن الدینِ کَمَوضعِ الرأسِ مِنَ الجَسَد»1 ؛ جایگاه نماز در دین، همانند جایگاه سر در بدن است. این تشبیه زیبا، در کلام نورانی حضرت بدین خاطر است که، در بدن آدمی هر عضوی از اعضاء بدن به نوبه ی خود، وظیفه ای مهمّ را عهده دار هستند، ولی در این میان نقش سر، از همه مهمّتر است، زیرا مغز که فرمانده ی بدن بوده و تصمیم گیری ها در آن انجام می گیرد، در سر انسان قرار گرفته است. الله اکبر با نور دلربای خود به ما می گوید خدا بزرگتر است از اینکه با قلم و بیان ناچیزمان وصف شود، بزرگتر از فکر و خیال ما، بزرگتر از هوسها و وسوسه های شیطانی و جلوه های دنیا، این است آن راز نهفته در ذکر نورانی «الله اکبر»، راستی اگر واقعا خدا در نظر ما بزرگتر از هر چیزی باشد و کلمه ی «الله اکبر» از عمق جان ما برآید، دنیا با تمام جاذبه ها و جلوه هایش، در نظر ما کوچک و بی مقدار خواهد شد که نتیجه ی چنین حالتی، حضور جانانه و عاشقانه در نماز است. بنابراین به یقین می توان گفت: بدن منهای سر، موجود بی خاصیتی است که فاقد هرگونه ارزش است، در ساختمان دین ما نیز، نماز همانند سر در بدن آدمی است، که اگر نباشد، پایه ی ساختمان دین ما، سست شده و از ارزش ساقط می شود. حضوری عاشقانه آدمی در این کره ی خاکی همیشه آرزوهایی را در آسمان ذهن خود به زیباترین شکل نقاشی نموده و برای رسیدن به آنها، نهایت تلاش خود را انجام می دهد. طبیعی است که از میان انبوه آرزوهایش یکی از آنها، بیشتر خودنمایی کرده و چون ستاره ای چشمک زنان از او دلربایی می کند، مؤمنین خداجویی نیز، از این امر مستثنی نبوده، آنها در صفحه ی قلب خود آرزویی را حک نموده اند که از نظر اهمیّت، در حدی است که بیان و قلم از توصیف آن عاجز است. آن آرزوی نورانی و آسمانی که همواره فکر و اندیشه مؤمن را به خود مشغول نموده این است که به هنگام اوقات معنوی نماز، نمازی آبرومند را به درگاه الهی تقدیم نموده، به گونه ای که در آن حضوری عاشقانه در محضر خداوند بی نیاز داشته باشد که در لسان ادبیات اسلامی، از آن به حضور قلب تعبیر می شود. ==> برای مطالعه متن کامل به ادامه مطلب بروید <==
بقـیـَشـ اینـجـاسـ [ یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 ] [ 16:27 ] [ M.m ]
فـلـسفـه یِ نمـاز در قـرآن: عبادت، وسیله تكامل و سعادت ماست و دستور خداوند به نماز، نوعى لطف و رحمت و راهنمایى است كه ما را به كمال می رساند؛ مثلًا وقتى پدر و مادر، فرزندشان را به درس خواندن امر می كنند، به سود خود فرزند است و سعادت او را می خواهند و این امر از روى محبّت به فرزند است و گرنه به درس خواندن او نیازى ندارند. ![]() رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) آنچنان به نماز اهمیت می داد و بستگان و مسلمانان را به سوی نماز فرا می خواند که به مجرد فرا رسیدن وقت نماز، به بلال حبشی (مؤذن) می فرمود: یا بلال: «ای بلال ما را راحت کن، و خاطر ما را شاد نما».
[ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 ] [ 22:10 ] [ M.m ]
[ شنبه بیست و دوم بهمن 1390 ] [ 17:29 ] [ M.m ]
بسم الله... امروز به بركت اسلام، به بركت انقلاب اسلامى، به بركت بیدارى عمومى اسلامى، یك حوادثى در منطقه دارد اتفاق مىافتد. مطمئناً این بیدارى مردم به نتیجه خواهد رسید؛ یك جاهائى هم حقاً و انصافاً ظلمِ آشكار میكنند. الان در مسئلهى بحرین، در مسئلهى لیبى، در مسئلهى یمن، همهى كسانى كه میتوانند در این قضایا داورى كنند، اگر دقت كنند، این قدرتهاى غربى را جنایتكار و مقصرِ غیرقابل اغماض خواهند شناخت.. چون جمهورى اسلامى موضع حق را
انتخاب میكند، حرفش را صریح میزند، همهى حملات تبلیغاتى را برمیگردانند به طرف نظام جمهورى اسلامى. دلشان میخواست جمهورى اسلامى یك تماشاگر بىتفاوت باشد؛ چنین چیزى ممكن نیست، این طبیعت جمهورى اسلامى نیست. نه ملت، نه مسئولین، نه دولت، نه نخبگان سیاسى، معلوم است كه در این درگیرى ظالمانهاى كه از سوى مستكبرین با مردم به وجود آمده است، نمیتوانند بىتفاوت و تماشاگر بمانند. مجرم اصلى در این حوادث، بلاشك مستكبرین عالم، دستگاه استكبار بینالمللى و شبكهى صهیونیستى بینالمللى است جا دارد ملتهاى منطقه، دولتهاى منطقه، آنهائى كه دلشان براى حقایق میتپد، از عملكرد رژیم صهیونیستى غفلت نكنند. استحكام نظام جمهورى اسلامى موجب شده تیغ آنها كُند شود، بر صخره فرود بیاید. و من میخواهم بگویم این حالت صخرهگون را ملت و دولت عزیز ما حفظ كنند. نگذارید اختلاف به وجود بیاید. نگذارید شكاف به وجود بیاید. نگذارید آنچه را كه دشمن در تبلیغات و در خباثتهاى سیاسى و تفتینهاى سیاسى میخواهد در مورد كشور ما انجام بدهد، انجام دهد.
[ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ] [ 12:49 ] [ M.m ]
«بیداری اسلامی» یکی از تعبیرهایی است که از سوی مقامات و مبلغان دولتی دربارهی قیامهای مردم کشورهای تونس و مصر و بحرین و یمن به کار گرفته میشود. (تعبیری که البته از اعتراضات مردمی در کشور برادر سوریه دریغ میشود. شاید به خاطر آنکه اسلام مردمان تحت حکومت موروثی خاندان اسد تضعیف شده است.)وقتی که سروران عالی مقام یک قید اسلامی را پس پشت چیزی مینشانند، چه چیزی باید ازآن فهمید. مثلا وقتی که عبارت «اسلامی» را در این موارد به کار میبرند: دانشگاه (دانشگاه اسلامی)، بانکداری (بانکداری اسلامی)، علوم انسانی (علوم انسانی اسلامی)، قیامهای ضداستبدادی منطقه (بیداری اسلامی) و ... در واقع چه کاری انجام میدهند و چه هدفی دنبال میکنند. به نظر میآید رهآورد این نوع نامگذاری برای این سروران نوعی حس تملک بعد از ناآشناییزدایی است. یعنی این پدیدههای غریب بعد از این نوع نامگذاری ظاهرا برای سروران صورت پدیدهی را مییابند که گویا این بزرگان کاملا به اسرار و بواطن آنها آشنایی دارند و لذا میتوانند برای این پدیدهها نسخه بپیچند، در اختیارشان بگیرند و مدیریتشان کنند. میزان دزدی و اختلاس و فسادی که در نظام بانکداری اسلامی ما صورت میگیرد، اگر بیشتر از نظامهای بانکی کشورهای دیگر (لابد غیراسلامی)نباشد کمتر نیست. از دانشگاه آزاد اسلامی غالبا بوی پول و مدرک به مشام میرسد. علوم انسانی اسلامی را هم که هنوز کسی نمیداند نمنهدی؛ اما همین تعبیر «علوم انسانی اسلامی» به کار آن میآید که اساتیدی را که با حرفهای نامأنوسشان زیر پای ریاست سروران را خالی میکند را اخراج کرد. ظاهرا و در واقع با اسلامی نامیدن بانکداری، و دانشگاه و.... این پدیدهها واجد هیچ خصیصهی ارزندهای در قیاس با نمونههایی که پسوند اسلامی ندارند، نشدهاند. اتفاقی که افتاده در بعد ملکیت این پدیدهها بوده است. یعنی سرورانی با چنین نامگذاری در واقع سند این نهادها را به نام خود یا صنف و جریان خود زدهاند و دوستان خود را به ریاست این نهادها نشاندهاند. نتیجه هم این شده است که بانکداری ما بوی اختلاس میدهد، دانشگاه به چاپگر مدارکی میانتهی بدل شده و علوم انسانی هم که می گویند کپکزده شده است. در مورد به کارگیری تعبیر «بیداری اسلامی» برای قیامهای ضد استبدادی منطقه، ظاهرا هدف همان سند زدن و کوشش برای مدیریت و نسخهپیچیدن برای آنهاست. البته روشن است که مردمان آن کشورها کار خودشان را میکنند و همچنان که در اعتراضاتشان منتظر رخصت از مقامات کشور ما نبودهاند در ادامه کار و ترکیبات سیاسی آیندهشان هم هیچ اهمیتی به نظرات دولتمردان ما نخواهند داد. (واقعا اگر آقایان توانایی مدیریت در عرصههای فرامرزی را دارند چرا با دیپلماسی و سیاستخارجی فعال خود کاری در افغانستان این همسایه مسلمان و همزبان دیوار به دیوار نمیکنند که جریانهای سیاسی همچنان در حال قتلو عام یکدیگر و بیگناهانند. .... اینجا ذهن رهگذری میگوید: آقا اصلا افغانستان را ولش کنید و عجالتا به مدیریت روابط تکفیری جریانهای سیاسی داخل کشور بپردازید.)تعبیر بیداری اسلامی نوعی مصرف داخلی دارد و میکوشد وجوه ضد استبدادی و آزادیخواهانه جنبشهای منطقه را مخفی دارد. در واقع این نوع نامگذاری ویژگیهای اصلی قیامهای منطقه را ناگفته میگذارد. مردم کشورهایی که قیامهای ضد استبدادی در آنها رخ داد یا در جریان است از تونس تا سوریه همه / اکثریتشان مسلمان هستند. کنشهای آنها از فرهنگشان تغذیه میکنند، فرهنگی که دین اسلام از ارکان آن است. این مردمان مسلمان دنبال رهایی از استبداد و رسیدن به آزادی هستند. یعنی شرایطی که خودشان بتوانند برای زندگی خودشان تصمیم بگیرند و چنین نباشد که مقدرات شان به دست یک شخص و یک ذهن باشد. بنابراین مهمترین مشخصه جنبشهای ملتهای مسلمان منطقه، آزادیخواهی و استبداد ستیزی است و تعبیر بیداری اسلامی تعبیر مناسبی برای نشاندادن جنبشهای ضد استبدادی در منطقه نمیباشد.***میتوان بر عمق و دامنهی این بحث افزود و این پرسش را پیش نهاد که چرا با وجود اینکه مردمان این منطقه از قرنها پیش مسلمان بودهاند، اما به لحاظ نظری و عملی در مقابل حکومتهای موروثی و استبداد خلفا و پادشاهان گردن کج کرده بودند. آیا همهی این قرنها این مردمان خفتهبودند و اینک بیدار شدهاند. اگر این بیداری اسلامی است نام آن خواب طولانی چیست؟ [ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ] [ 12:26 ] [ M.m ]
مــی پــرســیــد : چـرا چــادر مـی پوشــی، بــه طــرز فــکــر کردنــتــ نــمـــی خــورد ایــنــ هــمــه امــلــ بــاشـــی؟! جـــوابــشــ رو نــدادم، بــه دلایـــلــی.…. چـنـــد روزی گـــذشــتـ، ســرویــســم دیــر کــرده بـــود. هـــم چـــنـــیــن ســرویــس اونــی کــه ایـــن حــرفــ رو بـــه مـــن زده بــود- ۴،۵ نــفــری بــودن. بــا فــاصــلــه از هــم ایـــســـتــاده بــودیـــم. نــزدیــکـ مــدرســه ی مــا یــکــ دبــیــرســتــان پــســرانــه هــم هــســتـ. و ایــن زمــان مــنتــظــر بــودنِ مــا یــکی شـــده بــود بــا زمــانِ تــعــطــیــلیِ دبــیـرسـتـانِ هــمــســایــه! تـیکــه و مــتــلـکــی بــود کــه رد و بــدل مــی شــد بـیــن شــان! کــلــی حـــرفـ نــاجــور ... … تــا جــایــی کــه دیــگــه ایــن ۴،۵ تــا خــســتــه شــده بــودن ولــی خـب مــن خــیــلـی راحـتـ ایـسـتـاده بــودم و کــسی کــاری بــه کــارم نــداشـتـ، کــه مـتـوجــه شــدم فـاصـلـه ی مــن و بـا ایــن هــم مـدرســه ای هــایــم در حــال کــم شــدن اســتــ، ثــابـتــ بــودم آنــهــا بــودنــد که بــه مــن نــزدیــکـ مــی شـدنــد تــقــریـبـا چـادرم پــنــاهــگـاه شــده بــود بــرایــشــان!
…..
نــداشــتــنـد.
[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 14:15 ] [ M.m ]
هر از چندی فکر های عجیبی می ریزد توی سرم. مثل این که
اگر آدم ها به جای سه بعد پنج بعد می دیدند چه اتفاقی می افتاد؟! و خیلی تجربه های عجیب رخ می داد احتمالا.
به همین ابعاد فکر می کردم که کتاب انسان و خدا رسید به دستم! هر چند که هنوز تمامش نکرده ام، اما یکی از بهترین کتاب هایی ست که خوانده ام! ولی فکرش را بکنید بین سوالاتی که در ذهنم بود در قسمت کوتاهی از کتاب بگوید اگر فرض کنیم خدا نقطه صفر است به زمان و مکان محدود نمی شود. کافی بود همین یک خط تا پرت شوم میان نمودارها و فیزیک و بعد در اخرش هم زل بزنم به نمودارها و هیچی متوجه نشوم! نمی دانم چرا ولی همیشه قسمت های کوتاه کتاب ها که توضیح کمی هم دارند این همه توجه مرا به خودشان جلب می کنند و نتیجه اش می شود کلی فکر کردن در مسیر مدرسه و پرسیدن از معلم قدیمی و… آخرش هم به این نتیجه برسی که این کتاب بیشتر با دل آدم ها کار دارد با یک قصد عجیب مثل قلقلک دل ها! …. فعلا منتظر نشسته ام تا بزرگ شوم و کار با نمودار ها را یاد بگیرم بلکه متوجه سخن دکتر چمران بشوم! [ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 20:26 ] [ M.m ]
آیامی دانستید که آب دریا بهترین ماسک زیبایی پوست می باشد. آیامی دانستید که اولین مردمانی که نخ را کشف کردند وموفق به ریسیدن ان شدند ایرانیان بودند. آیامی دانستید که بزرگترین دریای دنیا دریای مدیترانه است و عمیق ترین نقطه ان به ۴۳۳۰متر میرسد. آیامی دانستید که فقط پشه ماده نیش می زند و از پروتین خون مکیده شده جهت تخم گذاری استفاده می کند. آیامی دانستید که به طور متوسط شما روزی ۵۰۰۰کلمه صحبت میکنید که۸۰% ان با خودتان است! آیامی دانستید که هر چشم مگس دارای ۱۰ هزار عدسی است. آیامی دانستید مقاومت موش صحرایی در برابر بیآبی بیشتر از شتر است. آیامی دانستید جمعیت میمونهای هند بالغ بر ۵۰ میلیون است. آیامی دانستید یک نوع وزغ وجود دارد که در بدن خود سم کافی برای کشتن ۲۲۰۰ انسان در اختیار دارد. آیامی دانستید ۳۵۰ هزار نوع کفشدوزک در جهان وجود دارد. آیامی دانستید نوشابههای زرد رنگ، زیانبارتر از نوشابه های سیاه رنگ هستند. آیامی دانستید شش چپ، اندکی از شش راست کوچکتر است تا فضای کافی برای قرارگیری قلب فراهم آید. آیامی دانستید تعداد سلولهای گیرنده بویایی در سگهای معمولی، یک میلیارد و در سگهای شکاری،۴ میلیارد عدد است آیامی دانستید رشد کودک در بهار بیشتر است. آیامی دانستید حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند. آیامی دانستید در تمام وجود شما بیش از یک مشت گچ (کلسیم) وجود دارد. آیامی دانستید هر تکه کاغذ را بیش از 9 بار نمی توان تا کرد. آیامی دانستید وقتی عطسه می کنید قلب شما به اندازه یک میلیونیم ثانیه می ایستد. آیامی دانستید تنها غذایی که فاسد نمی شود عسل است. آیامی دانستید حلزون می تواند سه سال بخوابد. آیامی دانستید فیل ها قادر به پریدن نیستند. آیامی دانستید شن خیس از شن خشک سبکتر است. آیامی دانستید تا زمانی که غذا با بزاق مخلوط نشود، مزه اش احساس نمی گردد. آیامی دانستید گاونر کوررنگ است و فقط به حرکت شنلی که گاوباز در جلوی او تکان می دهد حساس است. دیگرفرقی نمی کند شنل چه رنگی باشد. آیامی دانستید قدرت بینایی جغد هشتاد و دو برابر انشان است. آیامی دانستید فقط قورباغه های نر قورقور می کنند. آیامی دانستید لایه ی اوزون فقط به اندازه دو سکه ی روی هم ضخامت دارد. آیامی دانستید رازی به غیر از الکل کاشف گوگرد هم هست. آیامی دانستید قرنیه ی چشم انسان خون ندارد
[ دوشنبه دهم بهمن 1390 ] [ 15:43 ] [ M.m ]
Two heads are better than one دو تا فکر بهتر از یک فکره Do as I say, not as I do اول خودتو اصلاح کن بعد دیگران رو نصیحت کن If you cant stand the heat, get out of the kitchen خر ما از کُرّه گی دم نداشت Make hay while the sun shine شانس یک بار در خونه آدم رو می زنه Strike while the iron is hot تا تنور داغه نون رو بچسبون Harry Collis When in Rome do az the Romans do خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو All that glitters is not gold هر گردی گردو نیست Curiosity killed the cat فضولی موقوف The miles of God grind slowly (but they grind exceeding small) چوب خدا صدا ندارد Put a spoke in sb’s wheel چوب لای چرخ کسی گذاشتن Cry wolf چوپان دروغگو What’s cooking? چه کاسه ای زیر نیم کاسه است Accidents can happen حادثه خبر نمیکند Account for حساب پس دادن Sweet nothing حرف های صد من یه غاز
[ دوشنبه دهم بهمن 1390 ] [ 15:31 ] [ M.m ]
|
||
| [ طراحی : نـایتــ اســکــیـنــ ] [ Weblog Themes By : night skin ] | ||